الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

258

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

شدند و جريان ورود اشتر به قصر را به او خبر دارند و گفتند : او ما را زد و از قصر بيرون كرد . ابوموسى وحشت‌زده از منبر پايين آمد ، داخل قصر شد و اشتر به او فرياد زد : « أُخْرُجْ مِنْ قَصْرِنا لا أُمَّ لَكَ أَخْرَجَ اللَّهُ نَفْسَكَ فَوَاللَّهِ إنَّك لَمِنَ الْمُنافِقِينَ قَديماً ؛ اى بىمادر از قصر ما بيرون شو ! خدا جانت را بيرون آورد به خدا تو از قديم از منافقان بودى ! » « 1 » ابو موسى ترسيد و گفت : يك امشب را به من مهلت بده ! اشتر گفت : مانعى ندارد ؛ ولى تنها حق دارى وسايل خود را با خود ببرى و نمىتوانى امشب را در قصر بخوابى . مردم نيز وارد قصر شدند كه وسايل ابوموسى را غارت كنند . مالك اشتر آنها را از قصر خارج كرد وگفت : من ابوموسى را از قصر بيرون كردم ( نياز به دخالت شما ندارم ) مردم از او دست برداشتند . « 2 » سپس امام عليه السلام در ادامهء اين نامه مىفرمايد : « اين فتنه ( فتنهء جمل ) به آن آسانى كه تو فكر مىكنى نيست ، بلكه حادثهء بزرگى است كه بايد بر مركبش سوار شد و سختىهايش را هموار كرد و كوه مشكلاتش را صاف نمود » ؛ ( وَمَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى « 3 » الَّتِي تَرْجُو ، وَلَكِنَّهَا الدَّاهِيَةُ « 4 » الْكُبْرَى ، يُرْكَبُ جَمَلُهَا ، وَيُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَيُسَهَّلُ جَبَلُهَا ) . اشاره به اينكه اگر جلوگيرى كردن از مردم براى شركت به جهاد با شورشيان بصره به گمان اين است كه مسألهء مهمى نيست و به زودى حل مىشود اشتباه بزرگى كرده ؛ بايد با قوت و قدرت آتش اين فتنه را خاموش كرد و ناهموارىها را هموار ساخت و اين كار نياز به عزم عمومى مردم و شركت همگانى در جهاد

--> ( 1 ) . شرح نهج‌البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 14 ، ص 21 ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 501 ، حوادث سال 36 ( 3 ) . « الهُوَيْنَى » مصغر « هَوْنى » بر وزن « مولى » و آن هم مؤنث « أهْون » و « اهْون » به معناى سست‌تر و آسان‌ترو آرام‌تر است ، بنابراين « هوينى » به معناى چيز كوچك و ساده و آسان است ( 4 ) . « الدّاهِيَة » به معناى حادثهء عظيم و مصيبت سخت است . از ريشهء « دَهْو » بر وزن « محو » به معناى كسى را به مصيبتى گرفتار ساختن گرفته شده است